تبليغاتX
(¯´v´¯)--»TinA «--(¯´v´¯)



درباره خودم


شايد کسي را که با او خنديده اي فراموش کني , اما هرگز کسي را که با يادش گريسته اي از ياد نخواهي برد

آرشيو مطالب

نويسنده

نظر سنجي

جستجوي "لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!


لينك روزانه

آخرين مطالب

فهرست

صفحه نخـــــست
خـــانه كردن وب
پـست الکترونیک
هاستینگ
RSS

موضوعات

پيوند وبلاگ

"داستانهای سفید"
"Mohina"
"Mohy"
"شاهزاده دلشکسته"
"مریم جونم"
"مسعود"
"خودمو گم کردم"
"مه دود"
"دختر دایی پسر عمه"
"جاده"
"یک دوست"
"شروین"
"ورود پسرا ممنوع"
"دخترک زیبا"
"عشق به رنگ دریا"
"سالهای بلند من بی تو"
"سینا"
"سحر جوون"
"فقط عاشقا وارد بشن"
"سایت علم - سرگرمی - دانلود"
"شهر عشق"
"مهدی"
"دیگه دیدنم محاله"
"ورود دخترا ممنوع"
"خراب آباد"
"داریوش و رفقا "
"جو گیر نشوید لطفا"
"مهدی"
"حرفای یک دل تنها"
" پرواز را به خاطر بسپار "
"دلسوخته"
"تینای عزیز"
"بنیامین"
"عاشق دلخسته"
"حامد و سعید"
"مرجان جون"
"سمیرا جوون"
"سوسن جون"
"مریم و امین جوون"
"کاپیتان توتی و آ.اس رم سلطان کالچو "
"ايرانيكا"
"تک مکانیک قلبهای تصادفی "
"پسرجهنمی"
.•*. .*•.(¯`•. مهدیه.•´¯).•*. .*•.
"مینا جون"
"پدرام"
"در امتداد شب"
"سمیرای عزیز"
"مهسا جون"
"پیمان"
"...::: دهکده غم :::... "
"/ امیر عزیز \ "
"بچه های ابادان"
"عشق های زیرزمینی"
"پسرسپاهانی(پوریا)"
"آغاز جونم"
"رفاقت(محسن و رسول)"
"تبعیدی به حسرت {عرفان}"
"یک دانشجوی مسافر"
"یاس کبود"
"میترای عزیز"
"·▪● سرد و خاموش ●▪·"
"همایون"
"حسنیه"
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

آمار سايت

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:

وضعيت من در ياهو

طراح قالب


www.TakTemp.com

همه ی ما بدون اراده به دنیا می آییم با حیرت زندگی می کنیم وبا حسرت می میریم
آری این است مفهوم زندگی کردن .پس هرگز به خاطر غمهایت گریه مکن و مگذار این زمین پست شنونده ی آوای غمگین دلت باشد .افسوس آن زمان که باید دوست بداریم ،کوتاهی می کنیم .آن زمانکه دوستمان دارند لجبازی می کنیم وبعد برای آنچه از دست رفته آه می کشیم...

ღ ღ ღ ღ ღ

بچه ها سلام با اینکه زیاد وقت نداشتم ولی دلم نیومد آپ نکنم. دوشنبه میرم مشهد واسه همتون دعا میکنم  بدی خوبی دیدین دیگه حلال کنین  تا دوشنبه هم فکر نکنم بتونم زیاد بیام چون درسام زیاده الانم دارم میرم بیرون زیاد نمیتونم بمونم فقط خواستم تا قبل رفتن آپ کرده باشم

همتونو دوس دارم فعلا خدافظ .



نوشته شده توسط __Tina__ | لينک ثابت |در ساعت13:3|
تامل ...

عشق واقعي همچون زيارت است . وقتي اتفاق مي افتد که بدون برنامه ريزي قبلي طلبيده شود ولي کمياب است زيرا اکثر مردم برنامه ريزهاي ماهري هستند.

هميشه نگاهي را باور کن که اگر از آن دور شدي به انتظارت بماند...

کساني وارد زندگي ما مي شوند و به سرعت بيرون مي روند . افرادي براي لحظه اي کوتاه مي آيند و جاي پايشان بر روي قلب ما باقي خواهد ماند و ما هرگز ديگر آن فرد قبلي نخواهيم بود.

فاتح قلب ها ميشوي و انگاه که طبق محاسباتت عاشق تر از شما در زمين وجود ندارد به بهانه ي مهربانيت تو را رها خواهند کرد اين هم يکي از سياه چاله هاي تستي در مبحث نا معادلات عاشقانه است

وقتي زندگي واست خيلي سخت شد يادت باشه درياي آروم ناخداي قهرمان نمي سازه

هميشه در بازي گرگم به هوا از گرگ شدن فرار مي کرديم ولي اکنون نا خواسته در تمام بازي ها گرگيم بي آنکه خودمان بفهميم

باطن وسيرت مردم را در حين بدبختي آنان مي‌توان شناخت

نوزادي که به دنيا مي آيد و او را قنداق مي کنند چه قدر شبيه آدمي است که مي ميرد و او را کفن مي کنند... گويي ما به هر دنيايي که وارد مي شويم دست و پايمان را مي بندند... و اين رسم آدم هاست که هميشه ناتوان ها را در بند مي کنند...

هر آنچه سالها ساخته اي ممکن است فردي در يک لحظه خراب کند تو همواره در حال ساختن باش.

حرف آخر :

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من... من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد

اینم واسه خودش :  

عشق من

 بعد ازاين هم آشيانت هركس است                          باش با او ياد تو ما را بس است ...

 



نوشته شده توسط __Tina__ | لينک ثابت |در ساعت1:5|
سلام      چطورين ؟ منم بد نيستم
جاي همتون خالي العان داشتم رمان ميخوندم جاتون خالي تر جاي همتونم گريه کردم چون کسي خونه نبود خيلي گريه حال داد
چون معمولا گريه هام آرومه يعني نميشه بلند زد زير گريه ميگن اين چشه ديوونه شده حتما
وقتي رمان رو خوندم واقعا از زندگي از خودم از همه چي خسته شدم بيچاره اون که اين اتفاقا براش افتاده چه دلي داشته ...
ولي ميدونين آدم وقتي درد ديگرونو ميفهمه تحمل درداي خودش واسش بهتر ميشه تو رو خدا اگه من غمگين مي نويسم نياين بگيد انقدر اين جوري ننويس اخه اين جا راحت ميشه درد و دل کرد البته من خیلی هم غمگین نیستم برعکس خیلی شادم ولی خوب نمیدونم چرا تا پای سیستم میشینم یه مدلی غمگین میشم حالا بگذریم ...


راستي اگه جور بشه ميخوام برم مشهد اخرين سفر با دوستامه  چون معلوم نيس ديگه بعد از امسال همديگرو ببينيم هر کي ميره پي زندگيش ديگه  . العان که دارم فکر ميکنم مي خوام ديوونه بشم که ديگه شايد دوستامو نبينم  ولي امروز با دوستام يه قولي داديم که هر کي خونش عوض شد يا چه ميدونم هر چي حتما زنگ بزنه به بقيه بگه که نشه از يه نفر خبر نداشته باشيم قرار گذاشتيم واسه ده سال ديگه همديگرو ببينيم  . مثل این پیرمرد پیر زنا که ۵۰ سالشون میشه همکلاسیاشون رو میبینن ما هم گفتیم ۱۰ سال دیگه قرار بذاریم فکر کنم تا اون موقع من ۶۰ سال رو داشته باشم


آخه خيلي باحاله البته اگه زنده باشيم  البته اين نيس که العان باهاشون قطع رابطه کنم من عادت دارم تو تابستون معمولا دوستامو دعوت ميکنم خونه خوش ميگذره  العانم منتظرم مامان اينا برم مسافرت دوستامو دعوت کنم  مامان اينا نباشن بهتره يعني بيشتر حال ميده


راستي داشتم ميگفتم ميخوام با دوستام برم مشهد چون شديدا هوس مشهد کردم يه جاي دنج و اروم که بشه راحت خلوت کرد و ادم با خودش راحت باشه واسه همتون دعا ميکنم مطمئن باشين مخصوصا واسه کسايي که  (کسي که) خيلي دوسشون دارم (دوسش دارم) خودشون ميدونن کين (خودش ميدونه کيه)  


واسه هموتون دعا ميکنم انقدر کار داشته باشين که هيچ وقت به غصه هاتون فکر نکيند چه دعايي
اوووووه چقدر حرفيدم شرمنده 
دستور دادن يکي از بچه ها از اون جمله پاييني ها بذارم . رو چشم 
خوشحال باشين هميشه

راستي بچه ها ميشه واسم يه کوچولو دعا کنين چون احساس ميکنم دل يه نفرو شکوندم  ازم بعيده ولي حالا يه همچين غلطي کردم خدايا خودت منو ببخش شما ها هم منو دعا کنين اميدوارم اون طرف هم منو ببخشه ...

يادتون نره



نوشته شده توسط __Tina__ | لينک ثابت |در ساعت0:52|
نگو حقش بود ...

اندازه يك آه كوتاه و پژمرده شود
برو سعي نكن بفهمي چقدر دلواپس چشمهاي توام
چه كنم، دست خودم نيست
آخر هنوز هم عاشق دل بيوفاي توام
مي دانم دوستم نداشتي و نداري
مي دانم در آزارم سنگ تمام گذاشتي و مي گذاري
چه مي شود كرد
يادت باشد دلم را شكستي و سر بلند مي روي
آنجا ديگر دلي را نشكن و سربلند برگرد
برو اما من در امتداد هر بهانه، بهانه ات را مي گيرم
نمي دانم مهمان نوازي ات سر جايش هست يا نه
اما من كوچه به كوچه سراغ خانه ات را مي گيرم
برو اما به كسي نگو با من چه كردي
نمي خواهم ته دل بگويند چه نامردي
نگو ديوانه بود سرزنشت مي كنند
نگو حقش بود ظالمت مي كنند
نگو عشق ما از اول اشتباه بود
مي گويند رفيقش نيمه راه بود
نگو دست محبتش را رد كردي
مي گويند به خودت بد كردي
نگو زندگيش تباه شد
مي گويند براي تو گناه شد
نگو سكوت كرد هرچه تهمت شنيد
مي گويند شيطان را در چشمهاي تو ديد
نگو بيچاره بود و بيچاره ترش كردي
مي گويند نگاه در چشم ترش كردي؟
نگو زندگيش را گرفتم
نه به تو تقديم كردم هديه بود


نگو ناقابل بود
هرچه بود پيشكش دل بود



نوشته شده توسط __Tina__ | لينک ثابت |در ساعت1:0|

& & طراح قالب گروه آموزشي و طراحي تك تمپ


منبع کدهای جاوا و قالب

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست