آسمان را تسخير كرده ايم ، ولي افق ديد مان محدود تر شده است؛
براي شروع جنگ همه نوع بهانه داريم ، اما براي صلح بايد مذاكره كنيم؛
مي خواهيم عشق بورزيم ، ناگاه سود و زيان را به نظر مي آوريم؛
مي گوييم پول را دوست نداريم ، ولي دوستي را به پول مي فروشيم؛
در پي گشودن درهاي دنياي ناشناخته ايم ، اما در خانه خود را بروي ديگري مي بنديم؛
انتظار« مهر» داريم ، اما براي «مهربانی » دنبال « بانی » مي گرديم؛
دنبال زندگي در كرات ديگريم ، اما زمين را با تمام وجود نابود مي كنيم؛
مي دانيم دنيا سراب است ، اما هنوز به دنبال آن دويدن را دوست داريم؛
مي خواهيم هميشه گلچين كنيم ، اما هرگز گل نمي كاريم؛
درون خود را آنقدر تاريك كرده ايم كه براي روشن ساختنش به دنبال ستاره اي از آسمان مي گرديم.ستاره اي كه از ظهور تا غروبش فاصله يك خواب كوتاه است.
ابرها را در فضا بارور مي كنيم ، اما ريشه مهر ورزي را در وجودمان خشكانده ايم؛
لحظه هاي كوچك را به اميد فرصت هاي طلايي ناديده مي گيريم.
در را براي عبور ديگري باز مي كنيم ، اما براي ورودش بسته نگه مي داريم؛
همه رنگها را تک تک مي شناسيم ، اما از « دو رنگی » زياد استفاده مي كنيم؛
اشك مي ريزيم ، اما بااين محاسبه كه براي فرصت ديگر نيز كمي باقي بماند؛
از ميان اينهمه بازي و تفريح يكي را برگزيده ايم و به آن به شدت علاقه منديم: بازی با کلمات.
چون مي دانيم زندگي « دكمه بازگشت» ندارد هر كاري مي كنيم ، اما آيا در زندگي واقعيتي به نام « پژواك» وجود ندارد؟
همه اجزاي دنيا به دنبال پيوستن به كل واصل وجود خويش اند ، اما شگفتا كه ما انسان ها مي دويم و شتاب داريم تا هر چه بيشتر از خداي خود دور شويم ؛ و شگفت تر اينكه اسم آنرا « پیشرفت » مي ناميم.
كارت هاي اعتباري براي خود فراهم مي كنيم ، در حالي كه به بي اعتباري دنيا شكي نداريم.
شكستگي دل را تنها نوع شكستگي مي دانيم كه نيازي به تعمير ندارد و فكر مي كنيم كه خود بخود درست مي شود ، در حاليكه شكستگي دل نيز مانند هر ترك و شكافي با كوچكترين فشار و با مرور زمان عمق و اندازه بيشتري پيدا مي كند.
ما همه جزيي از وجود و روح خداييم ، اما چه علاقه اي داريم كه معادله كلي
« جزء +جزء = تنها جزئي از كل »
را بدين صورت تغيير دهيم :
« كل - جزء =جزئي برابر كل ».
هر روز مردن نزديكان خود را شاهديم ، اما لابد به بقاي خود آنقدر اطمينان داريم كه بدان توجهي نمي كنيم؛
خدايا آنقدر مرا در عشق خدائيت غرق كن كه هيچ راه نجاتي براي متوسل شدن به عشق بندگانت پيدا نكنم.
آمین...