ســـــــــــــــلام 
ما رو نمی بینین خوشین ؟ 
بعد یه غیبت تقریبا دو ماهه جیگرم ازم خواست که آپ کنم وگرنه خودم که حالا حالا قصد آپیدن نداشتم ولی خوب جیگرم خواست دیگه

دلم خیلی تنگولیده بود برا همه دوستای وبلاگیم مریم ، ستاره ، ایرانیکا که چند وقته ازش خبر ندارم ، امیر که انگار میگفت میخواد برا تحصیلش بره انگلیس فکر کنم نمیدونم دقیق و دیگر دوستان
حالا هم زیاد وقتتون رو نمیگیرم آپمو میکنم میرم
این آپ رو تقدیم میکنم به جیگرم
:
وقتي تو با من نيستي از من چه مي ماند دگر
از من جز اين هر لحظه فرسودن چه مي ماند
از من چه مي ماند جز اين تکرار پي در پي
تکرار من در من مگر از من چه مي ماند
غير از خيالي خسته از تکرار تنهايي
غير از غباري در لباس تن چه مي ماند
از روزهاي دير بي فردا که مي آيد
از لحظه هاي رفته ي روشن چه مي ماند
از من اگر کوهم اگر خورشيد اگر دريا
بي تو ميان قاب پيراهن چه مي ماند
وقتي تو با من نيستي از من که ميپرسد
از شعر و شاعر جز شب و شيون چه مي ماند
دوستون دارم فعلا ...
نوشته شده توسط __Tina__ | لينک ثابت
|در ساعت0:57|