باز امشب میان واژه ها انگار درگیرم
من از این واژه های تلخ و تکراری دلگیرم
شب رویا و کابوسش تن تب دار و درمانش
طلوع صبح و بیداری من و تکرار تنهایی
هوای تازه و نم دار شکایت های بس غم دار
دل بی تاب یک عاشق نوای ناله های دل
کبوترهای آزادش رها،در اوج،بر بامش
من و این زورق تنها تو و این ناخدایی ها
حضور تازه ی فانوس و قلبم با غمت مأنوس
سخن از آرزوهایم ، نهان در قلب ،رویایم
هوای دیدنت در دل امید ِعاشق بیدل
دوباره بیقراریهای یک نامه
دوباره این من ِ درگیر یک ناله
و باز هم انتهای شب...
سکوت سرد و اجباری
خداحافظ
و دلداری
امیدم، بودن ِ فردا
بهانه
خواب و یک رویا
نوشته شده توسط __Tina__ | لينک ثابت
|در ساعت1:41|