عشق واقعي همچون زيارت است . وقتي اتفاق مي افتد که بدون برنامه ريزي قبلي طلبيده شود ولي کمياب است زيرا اکثر مردم برنامه ريزهاي ماهري هستند.

هميشه نگاهي را باور کن که اگر از آن دور شدي به انتظارت بماند...

کساني وارد زندگي ما مي شوند و به سرعت بيرون مي روند . افرادي براي لحظه اي کوتاه مي آيند و جاي پايشان بر روي قلب ما باقي خواهد ماند و ما هرگز ديگر آن فرد قبلي نخواهيم بود.

فاتح قلب ها ميشوي و انگاه که طبق محاسباتت عاشق تر از شما در زمين وجود ندارد به بهانه ي مهربانيت تو را رها خواهند کرد اين هم يکي از سياه چاله هاي تستي در مبحث نا معادلات عاشقانه است

وقتي زندگي واست خيلي سخت شد يادت باشه درياي آروم ناخداي قهرمان نمي سازه

هميشه در بازي گرگم به هوا از گرگ شدن فرار مي کرديم ولي اکنون نا خواسته در تمام بازي ها گرگيم بي آنکه خودمان بفهميم

باطن وسيرت مردم را در حين بدبختي آنان ميتوان شناخت

نوزادي که به دنيا مي آيد و او را قنداق مي کنند چه قدر شبيه آدمي است که مي ميرد و او را کفن مي کنند... گويي ما به هر دنيايي که وارد مي شويم دست و پايمان را مي بندند... و اين رسم آدم هاست که هميشه ناتوان ها را در بند مي کنند...

هر آنچه سالها ساخته اي ممکن است فردي در يک لحظه خراب کند تو همواره در حال ساختن باش.

حرف آخر :
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من... من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
اینم واسه خودش :
عشق من
بعد ازاين هم آشيانت هركس است باش با او ياد تو ما را بس است ...





نوشته شده توسط __Tina__ | لينک ثابت
|در ساعت1:5|