دويديم و دويديم هيچ جا رامون ندادن
گفتن كه توي جاده دونده ها زيادن
دويديم و دويديم فايده نداشت دويدن
به همه چي رسيديم به جز خود ِ رسيدن
دويديم و دويديم اسفندي دود نكردن
گفتن فقط زير لب كاش ديگه بر نگردن
چه روزاي قشنگي عشقو نفس كشيديم
روي گلهاي قالي با خنده دست كشيديم
تو سايه روشن عشق شب و ستاره كاشتيم
به جز تقدس نور چيزي رو دوست نداشتيم
پاييز عاشقيمون غرق ترانه ها بود
هواي پاک و شرجيش دور از بهانه ها بود 
تو گرگ و ميش ترديد ، گلايه رو نديديم
به خاطر رسيدن دويديمو دويديم
دويديم و دويديم سيب ها رسيده بودند
سه فصل آزگار بود همه دويده بودند
دويديم و دويديم تا رسيديم به ديوار
اون ور ديوار هم باز خورديم به خط تكرار
دويديم و دويديم" قصه زندگي بود"
كه واسه اون دويدن فقط ديوونگي بود
پس كوچه هاي غربت محو چشاي گل شد
دست و من و نگاهت واسه سپيده پل شد
هر روز غروب كه مي شد وقت قرارمون بود
روزي كه گل ميدادي فصل بهارمون بود
ثانيه ها گذشتن ، ترانه ها چكيدن
اهالي روزگار ديگه مارو نديدن
يه پرده حريرو رو بختمون كشيديم
" طبق يه سنت زرد دويديم و دويديم "

سلام دوستای گلم
بازم من وقت کردم یه آپ خیلی خیلی کوچولو کردم
چون موقع امتحاناس وقت نمیکنم زیاد آپ کنم دیگه
ببخشین به خانمی و آقایی خودتون
راستی هدف اصلیم از آپ امشب این بود که به دو تا از دوستام تولدشونو تبریک بگم
یکی میثم که العان نیستش ولی دوس داشتم اولین نفر باشم که بهش تبریک میگم یکی هم محمد ( Mohy ) که چهارم خرداد تولدشه. به جفتشون تبریک میگم
دیگه وقت ندارم باید برم سر درس و مشق 
قربونتون خدافظ 

نوشته شده توسط __Tina__ | لينک ثابت
|در ساعت0:24|